۲۲ بهمن امسال به راستی نوبر بود ، نه از آن جهت که تازه وارد بازار شده و طعم و مزه جدیدی می خواست عرضه کند . نه، چراکه طعم و مزه و حاصل این روز را،چه خوب و چه بد ، مردم با تمام وجود و مطابق میل و ذائقه خود در طی ۳۰سال گذشته چشیده و لمس کرده بودند . آنچه که اینروز را از روزهای مشابه در سالهای قبل متمایز کرد نحوه برخورد برگذار کنندگان مراسم جشن با مردم ، علیرغم دعوتهای مکررتوسط رسانه های رسمی جهت شرکت در این مراسم بود .برای اولین بار شاهد بودیم که میزبان بهترین نقاط را با برنامه ریزی ازآن میهمانان ناخوانده ای کرد که خود به همین مناسبت باید در مراسمی شبیهه به این در شهرهای محل سکونت خود شرکت میکردند . وتازه به همین هم بسنده نکرد و به مستقبلین و مجریان خود دستور داد تا از شهروندان پایتخت نشین که از آنان همیشه با عناوین امت در صحنه و شهید پروریاد میکرد با انواع ادوات مهرورزی استقبال نمایند وآنان نیز در اجرای دستورات و اوامر گرداندگان ، نهایت محبت را مبذول فرموده و با مشت و لگد و چوب و چماق و گاز اشک آور از حضور اکثریت شهروندان پایتخت جهت شرکت در مراسم ممانعت بعمل آوردند تا به میهمانان خسته و از راه دور رسیده بیشتر خوش گذشته و سالگرد پیروزی انقلاب را آنچنان که خود میخواهند جشن بگیرند .
اگر حکومت شاه باچنین روشی، در روزهای ۶ بهمن هر سال موفقیتی برای خود بدست آورد ،حاکمان فعلی نیز موفق خواهند بود با انجام چنین مراسمی به اهداف خود برسند در غیر اینصورت دیر یا زود باید شاهد تکرار تاریخ و تکریم حکام به خواست و اراده واقعی مردم باشیم
اهمیت مقوله احساسات در کلیه شئون زندگی فردی و اجتماعی و تآثیر گذاری آن در ثبت وقایع خوشایند و همچنین در به انحراف کشیدن حرکتهای اجتماعی امری غیر قابل انکار میباشد . اثر احساسات و هیجانات شخصی را که معمولا دارای بار عاطفی بوده وبصورت فردی بروز و نمود پیدا میکند میتوان مهار و انحرافات احتمالی در آن را نیز با کمی درایت کنترل کرد .
اما بحث اساسی ، در ایجاد احساسات و هیجانات گروهی و اجتماعی است ، که اثرات آن هم مستقیمآ گروه و اجتماع را تحت تآثیر خود قرار میدهد . حال اگر تحرک احساسات مثلا برای تهیج یک گروه ورزشی جهت بهتر بازی کردن و نتیجه گرفتن باشد که هیج ، ولی اگر همین تحرک برای فحش و ناسزا گفتن به بازیکن باشد چه؟ خوب ، مصداق عینی این مثال در خصوص حرکتهای سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی نیز به طریق اولی وجود دارد ، انجایی که اعتقادات و باورهای مردم به بی رحمانه ترین ترین شکلی مورد سؤ استفاده میگیرد تا از ثمرات آن بر علیه همان مردم استفاده شود .
بنابراین با بالا بردن سطح آگاهی افراد و همچنین اطلاح رسانی در جهت افشای اهداف اصلی سؤ استفاده کنندگان از احساسات ، شاید بتوان تا حدودی اثرات مخرب آن را از جامعه زدود
مرزبندی بین حق و باطل و تشخیص حرکتهای صحیح و درست در حوزه فعالیتهای اجتماعی و سیاسی یکی از بزرگترین و جدی ترین چالش های جوامع بشری بوده و هست . چه انجا که شخصیتهای منفی تآثیر گذار در تاریخ خود را منجی بشریت قلمدادمیکردند و چه شخصیتهای موجه که همگی همین ادعارا تکرار مینمودند.وهر یک برای خود دارای پیروانی بودند که تاسرحد مرگ حاضر به هرگونه فدارکاری و ایثار برای رهبران و گروه های خود بودند . بنابراین نقطه مشترک در هر دو جناح وجود انسانهائی بود که هیچ فرد و فکری را بجزدر حیطه تفکرات خود بر نمی تابیدند و بر همین اساس جنایت های مختلفی در طول تاریخ به بشریت تحمیل نمودند . و این خود آغاز سوال بی جواب چه باید کرد ؟ انسانها در تمامی ادوار تاریخ بوده است .
و اکنون انسان با عبور از تمامی آن دوره ها با فراز و نشیبهایش و با پشت سر نهادن تجارب تلخ و شیرین و دست یافتن به دستآوردهای عظیم علمی ، منشور حقوق بشر را به عنوان تنها ریسمان قابل اتکا در جهت رسیدن به آرمان و آروزهای برزگ در دست دارد . بدیهی است التزام عملی افراد در حوزه های شخصی و تمامی گروه های سیاسی ، عقیدتی و فکری در حوره های اجتماعی جهت اجرای مفاد این قانون و همچنین وادار نمودن حکام دیکتاتور در تن دادن به اصول حاکم بر آن ضمن تضمین یک زندگی مناسب و بدور از ظلم و ستم برای نسل امروز آن را همچون نگینی درخشان به نسل اینده انتقال خواهد داد
این روزها حال و هوای شهر معطوف به جریان انقلاب ۵۷ است ، انقلابی که صرفنظر از درست انگاشتن و یا نادرست دانستن انجام آن در اصول و مبانی یعنی آزادی ، استقلال و جمهوریت مورد توافق اکثریت احاد جامعه میباشد . اصولی که در طول تاریخ از طرفی برای ایجاد و احیای آن خون های بسیاری ریخته و هزینه های بسیار هنگفتی به جامعه تحمیل گردیده و از طرف دیگر توسط حکام و جریان های مرتجع جهت جلو گیری از ایجاد و بسط آن ،مداوم تحمیل این هزینه ها بیشتر و بیشتر شده است . بنابراین اعتقاد واقعی و التزام عملی کلیه احاد به این اصول می تواند جامعه را همچون ستونی محکم و سنگی استوار از گزند جریان های مخالف و واپس گرا محافظت نماید
قطعآ داشتن جامعه ای عاری از استبداد ، استعمار و استثمار آروزی هر انسان آزاده ای میباشد . جامعه ای که در آن هرکس بتواند صرفنظر از افکار و عقاید و بدور از هرگونه فشار و تبعیض و هچنین دغدغه های معیشت و بر پایه و اساس شایستگی و استعداد ، نقش خود را نسبت به چامعه و نسل آینده ایفا نماید
امروز با دوستی صحبت شرایط اقتصادی و کار شده بود . حرفهای زیادی فی مابینمان رد و بدل شد که همگی در یک کلام رکود حاکم بر شرایط اقتصادی جامعه راتآیید میکرد و اینکه اساسآ امروز با دیروز اصلآ قابل مقایسه نیست ، نه در جهت مثبت و در مسیر تکامل که کاملآ منفی ودر جهت تنزل . و صد البته ادامه این روند بطور طبیعی ابتدا طبقات و بنگاه های کوچک و ضعیف اقتصادی و در نهایت کل اقتصاد جامعه را متلاشی خواهد کرد و قربانیان واقعی آن هم قطعآ مردم عادی خواهند بود
حال چرا چنین وضعی بر اوضاع جاکم شده است را بادلایل زیادی می توان بررسی کرد ولی به عفیده من یکی از عوامل مهم در این امر راباید در سیاسی کردن بیش از حد جامعه و عدم تمکین به خواست های اکثریت مردم توسط بخشی از حاکمیت جستجو کرد که وقت و انرژی زیادی را از طرفین ماجرا تلف کرده و تمرکز ، ثبات و امنیت سرمایه گذاری را از فعالین اقتصادی سلب نموده است
دارم فکر می کنم شروع به نوشتن کنم یا نه ؟ هنوز چیزی نشده سخت بودن امر نوشتن فکرم را به خود مشغول کرده و داره منصرفم میکنه از این کار . ولی نباید ناامید شد و با جرات و کمی هم جسارت می توان موضوعات جالب و بدرد بخوری برای اینکار گیر آورد .بالاخره در طی روز خواسته و ناخواسته با مسائل و موضوعات مختلفی سر و کار داریم که به نوعی می تونه حاوی تجارب تلخ و شیرین باشه و بعضا بدرد بخورکه دیگران هم شاید بتونن از آن استفاده کنن . پس باید نوشت